۱۲دسامبر زادروز ادوارد مونک

مجموعه: زادروزهای جهان تعداد بازدید: 144
۱۲دسامبر زادروز ادوارد مونک

ادوارد مونک (به نروژی: Edvard Munch) (زادهٔ ۱۲ دسامبر، ۱۸۶۳ – درگذشتهٔ ۲۳ ژانویه ۱۹۴۴)، نقاش برجستهٔ نروژی در سبک هیجان‌نمایی (اکسپرسیونیسم) بود. دوران کودکی او توأم با فشار و بیماری، بر روحیاتش تأثیر زیادی گذاشت، از این روی بسیاری از تابلوهای ادوارد مونک بر محور درد و بیماری و با موضوع یک زن و مرد شکل گرفته‌اند.
 مونک هنرمندی به شدت «شخصی» بود که حال و هوای او در آثارش در دوره‌های مختلف متجلی شده‌اند. خودنگاره‌های او در دوره‌های گوناگون، احوال روحی‌اش را که غالباً «ملتهب» بود ثبت کرده‌اند.
ادوارد مونک به سینما به شدت علاقه داشت. او در سال ۱۹۲۷ در پاریس یک دوربین فیلمبرداری خرید و چهار فیلم کوتاه غیرحرفه‌ای با موضوع «صحنه‌های خیابانی، ترافیک، مناظر، دوستان و خودش» ساخت.
از مشهورترین نقاشی‌های او چهار تابلوی مجموعه فریاد است که عموماً با نام جیغ نیز شناخته می‌شود. ادوارد مونک چهار تابلوی فریاد را در اواخر دهه ۱۸۹۰ میلادی و در طول اولین دهه سده بیستم به صورت رنگی و رشته‌ای از طرح‌های قلمی و زغالی به نقاشی کشید. فریاد معروف‌ترین اثر ادوارد مونک، «یکی از شاه‌کارهای هنر مدرن» و از الگوهای آشنای سبک اکسپرسیونیسم شناخته می‌شود.

بیماری باعث ترک تحصیل او شد. مونک در سال‌های بعد به‌دلیل ناامیدی‌های فراوان پدرش، دانشگاه را ترک کرد و مصمم شد تا یک نقاش شود. پدرش نقاشی را یک تجارت نامقدس می‌دانست و همسایگانش با فرستادن نامه‌های ننگین او را می‌آزردند. در تضاد با رفتار پدرش مونک خود را با هنر و نوشتن خاطراتش تطبیق می‌داد و خود را آرام می‌کرد.
وی می‌گوید: «من در هنرم تلاش می‌کنم تا زندگی و معنایش را شرح دهم.»
در سال‌های ۱۸۸۱ مونک به مدرسهٔ سلطنتی هنر و طراحی اسلو پیوست. یکی از کاشفان او در هنر، یکی از اقوام دور او جیکوب مونک بود. معلمان او مجسمه‌سازی به نام جولیوس میدلسون و نقاش طبیعت‌گرا کریستسن کروگ بودند.
در آن سال مونک علاقهٔ شدید خود را به تمرینات فیگور در این آکادمی در اولین پرتره‌اش نشان داد که شامل پرتره پدرش و اولین پرترهٔ خودش می‌شد.
در سال ۱۸۸۳ مونک اولین نقش خود را در یک نمایشگاه عمومی نشان داد که شامل آثار خود و دوستانش بود. اولین پرتره را از کارل یانسن هل که یک فرد به نام در شهر بود کشید که پاسخ منفی منتقدان را در پی داشت.
در طول این سال‌ها که وی مشغول فعالیت بود سبک‌های زیادی را تجربه کرد شامل طبیعت‌گرایی و نقطه‌گذاری (امپرسیونیست). برخی از کارهای اولیه‌اش یادآور کارهای مونه بود.
تغییر نظر پدر ادوارد به‌خاطر پسر خاله‌اش ادوارد دریک بود که نقاشی‌های سنتی‌اش را انتشار داد. پدر مونک عصبانی شد که فرزندش سر از دین باز زده و مانند دریک نقاشی نمی‌کند، یکی از نقاشی‌های عریان او را پاره کرد و دیگر از نظر مالی او را تأمین نکرد.

همچنین رابطه مونک با هانس جقر عصبانیت پدر را برانگیخت. وی یک پوچ‌گرا بود که در راه آزادی اقدام به خودکشی کرد. مونک گفت: افکار من تحت تأثیر هانس جقر بود بسیاری از مردم به اشتباه فکر می‌کنند که من تحت تأثیر استرین برگ و آلمان‌ها هستم ولی این اشتباه است. در این زمان مونک هنوز نسبت به زن‌ها رفتار خوبی داشت و به آن‌ها احترام می‌گذاشت، اما او شروع به می‌خوارگی کرد.

او نسبت به انقلاب جنسی و استقلال زن‌ها در اطرافش ناراحت و عصبی بود. او بعدها این نگرانی را نه تنها در رفتارش بلکه در آثارش نیز نشان داد. همچنین در شعرش که شعری بلند است به نام «شهر عشق‌های آزاد» این دیدگاه وی مشهود است.
بعد از این تجربه‌ها وی متوجه شد که این حالات اجازه بیانی راحت را نمی‌دهد او احساس کرد که نیاز به تجربه‌های دقیق‌تر و عمیق‌تر در موقعیت‌های احساساتی و پرانرژی دارد.
تحت تأثیرات جقر، مونک احساس کرد باید از زندگی بنویسد، یعنی وی باید احساسات و عقاید خود را کشف کند. وی به شناخت و آزمایش خود و ضبط کردن این افکار و خاطرات ذهنی پرداخت. این زاویه‌های عمیق‌تر باعث شد که دیدگاه جدیدی از هنر را کشف کند (نقاشی روح)؛ او باز هم از خانواده‌اش نقدهای منفی دریافت کرد. تنها دوستش کریستین کروگ از آن دفاع می‌کرد.

کروگ گفت: شیوه نقاشی‌های او متفاوت از سایر هنرمندان است او تنها احساسات و طبیعی بودنش را به تصویر می‌کشد به این دلیل نقاشی‌های مونک دارای «قانون کامل نبودن» هستند که مردم مشتاق کشف آن‌ها برای خودشان باشند، آه بله آن‌ها کامل هستند کارهای دستی کامل او، هنر وقتی کامل است که هنرمند ناگهان همه چیز را در دستان خود داشته باشد و این تنها راهی است که مونک به نقاشان نسل بعد از خود منتقل کرد.

مونک به انواع کار با قلمو و رنگ و الگوهای رنگی ادامه داد.
در سال‌های دههٔ ۱۸۸۰ و اوایل دهه ۱۸۹۰ با این الگوها آنقدر تلاش کرد تا سبک و فرم خودش را به‌دست‌آورد. عقاید او به طبیعت‌گرایی تغییر کرد همان‌طور که در پرترهٔ هانس جقر و در نقاشی روال لافایته می‌بینیم.

نقاشی اینگر در ساحل باعث ایجاد تشویش دیگری در اذهان عمومی شد، به‌خاطر فرم‌های ساده‌اش خط‌های سنگین کنتراست واضح و احساسات طبیعی اش او شروع به محاسبه دقیق ترکیب بندی کرد تا روش او به فرا امپرسیونیسم رسید، رگه‌هایی از سمبولیسم نیز در کارهایش دیده می‌شد در سال ۱۸۸۹ مونک اولین هدیهٔ کاریِ خود را دریافت کرد که به او پیشنهاد دو سال تحصیل در پاریس زیر نظر نقاش فرانسوی لئون بنات را دادند.

مونک دو دههٔ آخر زندگی اش را در ملک راحت خود در اسلو سپری کرد. بسیاری از آخرین نقاشی‌هایش در مجموعه «جشن زندگی کشاورزی» شامل بسیاری از منظره‌هایی است که از اسب خود روسو به عنوان مدل استفاده کرده.

بدون هیچ شکی مونک از مدل‌های زنانه که با آن‌ها روابط عاشقانه داشت تأثیر گرفته و تعداد زیادی نقاشی عریان به تصویر کشیده مونک برای کشیدن نقاشی گهگاه خانه خود را ترک می‌کرد آن‌هایی که از خانه شکلات سازی فریا کشیده است.
در سال ۱۹۳۰–۱۹۴۰ نازی کارهای مونک را هنر منحط نامید در کنار پیکاسو و پل کله و ماتیس، گوگن و بسیاری از هنرمندان مدرن. آن‌ها ۸۲ اثر از آثارش را از موزه‌های آلمان جمع‌آوری کردند.
در سال ۱۹۴۰ آلمان‌ها نروژ را اشغال کردند و حزب نازی بر دولت غلبه یافت، مونک ۷۲ ساله بود و تمام آثارش را در طبقه دوم خانه اش نگهداری می‌کرد. ۷۱ نقاش پیش از این توسط نازی دستگیر شده بودند یا آثارشان توسط نازی‌ها جمع شده بود. مونک نیز در ترس از نازی به سر می‌برد. یازده اثر هیچگاه توسط نازی‌ها کشف نشد که مهم‌ترین آن‌ها جیغ و دختر بیمار بودند.

مونک در خانه اش در اکلی نزدیک اسلو در ۲۳ ژانویه ۱۹۴۴ دار فانی را وداع گفت درست یک ماه بعد از جشن تولد ۸۰ سالگی اش. مراسم تدفین هماهنگ شده توسط نازی باعث بروز این احساس در نروژی‌ها شد که او یک هوادار نازی بوده. شهرداری اسلو ملک اکلی را از بازماندگان او در سال ۱۹۴۶ خریداری کرد.

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “۱۲دسامبر زادروز ادوارد مونک”

قالب تفریحی