۱۳ نوامبر درگذشت کامی پیسارو

مجموعه: درگذشت های جهان تعداد بازدید: 208
۱۳ نوامبر درگذشت کامی پیسارو

یاکوب آبراهام کامی پیسارو (Jacob Abraham Camille Pissarro) (زاده ۱۰ ژوئیه ۱۸۳۰ – درگذشته ۱۳ نوامبر ۱۹۰۳) نقاش دریافتگر (امپرسیونیست) دانمارکی-فرانسوی بود.

کامی پیسارو نقاشی است که نه تنها او را بنیان‌گذار دریافتگری (امپرسیونیسم) می‌دانند، بلکه وی را استاد چهار نقاش بزرگ پسادریافتگر، از جمله سزان، گوگن و ون‌گوک، می‌خوانند.

کامی پیسارو نقاش مشهور دریافتگری و پسادریافتگری (پست‌امپرسیونیسم)، زاده ۱۰ ژوئیه سال ۱۸۳۰ فرانسه بود. او از استادان پل گوگن بود. رنوار چهره‌نگاره‌های پیسارو از مردم عادی را انقلابی می‌خواند. وی تنها هنرمندی بود که آثارش بین سال‌های ۱۸۷۴ و ۱۸۸۶ در هر هشت نمایشگاه آثار دریافتگرانه پاریس به معرض نمایش درآمدند. کامی پیسارو در ۱۳ نوامبر ۱۹۰۳ در سن ۷۳ سالگی درگذشت.

کامی پیسارو در ژوئیه ۱۸۳۰ , در یکی از جزایر صخره‌ای دانمارک در سنت توماس متولد شد. پدرش در بندر شارلوت آمالی به پیشه پر رونق آهن فروشی اشتغال داشت. دربارهٔ والدین او چیز زیادی نمی‌دانیم، جز آنکه پدرش، آبراهام گابریل پیسارو، یهودی فرانسوی‌تباری بود که اصلیت پرتغالی داشت و نیز مادرش، راکویل مانزانو، از تبار دو رگه اروپایی – آفریقایی بود. کامی خیلی زود استعداد استثنایی اش را در طراحی بروز داد، اما والدینش که ترجیح می‌دادند آینده رو را آینده یک تجارت‌پیشه مجسم کنند، در ابتدا تمایلی برای تشویق او از خود نشان ندادند.

در سال ۱۸۴۱ خانواده‌اش تصمیم گرفتند او را برای تحصیل به فرانسه بفرستند؛ و او بعد از سفری طولانی به پاریس یا دقیق‌تر بگوییم به پاسی[۲] رسید و در یک مدرسه شبانه‌روزی به مدیریت آقایی به نام ساواری مسکن گزید. آقای ساواری به استعداد شاگرد جوان خودش پی برد و بر خلاف تمایل صریح والدین او، وی را به تکمیل استعداد خود و ادامه تلاش برای هنرمند شدن تشویق کرد. به رغم منع پدر کامی، که ابداً خیال نداشت به پسر خود اجازه پرداختن به چنین کارهای به زعم خود بدی را بدهد، آقای ساواری، که استعداد بالقوه این جوان را قدر می‌نهاد، به او اجازه داد که در گردش‌ها و اوقات استراحت و تعطیلات خود میل هنری خویش را اقناع کند، تا به این ترتیب با امور مدرسه‌اش تداخلی پیش نیاید و ضمناً با آقای پیسارو آشکارا مخالفت نشده باشد.


زمانی که کامی به هفده سالگی رسید و احساس شد که تحصیلاتش به حد کفایت رسیده‌است، او را به سن توماس فراخواندند تا کارآموزی در امور بازرگانی را آغاز کند. او به مدت ۵ سال منتهای کوشش خود را به کار برد تا هم به کار بازرگانی هم به هنر خود بپردازد، اما فشار کار تجارت هر روز غیرقابل تحمل‌تر از روز پیش می‌شد.


در حوالی سال ۱۸۵۰ فریتس مل بی، نقاش دانمارکی که از سوی کشور متبوع خود برای مطالعه در وضیعت این مستعمره دوردست دانمارک به سن توماس فرستاده شده بود، متوجه جوانی شد که در فواصل کار تجاری خود در بندر به طراحی می‌پرداخت. به زودی بین دو جوان رابطه دوستی برقرار شد. مل بی اندکی مسن‌تر بود و از این‌رو در زندگی هنری خود کمی پیش تر بود. کامی پیسارو عمیقاً تحت تأثیر او قرار گرفت تا آنجا که در اثر تشویق‌های او مصمم شد ار حرفه خود بگریزد و همراه او به کاراکاس و ونزوئلا برود.


در ۱۲ نوامبر ۱۸۵۲ همراه با مل بی وارد بندر لاگوایرا شدند. تقریباً، بلافاصله، پیسارو وارد مجمعی از افراد با فرهنگ گردید که اکثراً دوستار موسیقی بودند. در اوت ۱۸۵۴ به تنهایی به سن توماس برگشت و بعد در ۱۸۵۵ به فرانسه رفت تا برای همیشه آنجا بماند.

در این هنگام، پدرش که تمایلات هنری پسر بخوبی برای او ثابت شده بود دیگر برای جلوگیری از آنها کوششی نمی‌کرد. بی شک او نیز این حقیقت را پذیرفته بود که پسرش، که در آن زمان ۲۵ ساله بود، در کار تجارت ابداً استعدادی ندارد؛ بنابراین با موفقیت خانواده شروع به ادامه تحصیل در پاریس کرد، اکنون می‌توانست به معاشرت با هنرمندان مسن‌تر از خود و حتی استادانی چون کامیل کورو (که او را در خانه خود مسکن داد) تکیه کند.


مهارت خاص او در منظره سازی آشکار بود، منظره‌های مورد علاقه او اکثراً مناظر بیگانه و غیر فرانسوی بودند. او تا سالهای متمادی خاطرات مناطق گرمسیری را چنان خوب به یاد می‌آورد که آنها را با همه ویژگی‌هایشان نقاشی می‌کرد.

همان زندگی گیاهی که با نخل‌های بلند و رنگ پردازی گرم و افق‌های گسترده دوردست نمایانده می‌شد و انسان تکرار و بازتاب آنرا، بعدها، در بهترین تابلوهای امپرسیونیستی می‌یابد. پیسارو از همه بیشتر به توصیه‌های آنتون مل بی (برادر فریتس مل بی) که در زمان اقامت در هند غربی دوست و مشاور او بود، گوش فرا می‌داد، خود او نیز نقاش بود. او با آغوش باز از پیسارو استقبال کرد.


سال ۱۸۵۵ برای این مرد جوان فرصتی طلایی بود که با استفاده از آن توانست فعالیت هنری خویش را آغاز کند و برای خود نقطه اتکایی تدارک ببیند. بخش هنرهای زیبای نمایشگاه بین‌المللی شامل همه نام‌های مشهور بود و انگر و دلاکروا را به مبارزه با یکدیگر کشانیده بود.

ظاهراً همزمان با برپایی همین نمایشگاه بود که پیسارو را تب هواخواهی از کورو فراگرفت. شاید در همان‌جا بود که او احساس کرد کششی نیز به جانب دوبین یی و میله دارد. با مشاهده آثار این نقاشان پیسارو فهمید که دیگر نمی‌تواند به خاطرات خویش تکیه نماید.

او درک کرد که مشاهده بی واسطه می‌تواند آزاداندیشی تازه‌ای به او بدهد پس پند کوربه را گوش داد (باید به میان کشتزارها بروی، الهه موسیقی در دل جنگل هاست). در طی همین جستجوها با لودوویک پی یت، شان رویی ژان آلفرد دبروسه، و نیز کلود مونه آشنایی یافت.

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “۱۳ نوامبر درگذشت کامی پیسارو”

قالب تفریحی